منظومه مخابراتی داتوان؛ آیا وعده بابک زنجانی برای ارائه اینترنت با پهپاد عملی است؟
زومیت
منظومه مخابراتی داتوان؛ آیا وعده بابک زنجانی برای ارائه اینترنت با پهپاد عملی است؟
بابک زنجانی درحالی وعده استقرار ۲۰۰ پهپاد استراتوسفری برای ارائه اینترنت را داده که نمونههای جهانی این فناوری هنوز در مرحله آزمایشی بهسر میبرند.
بابک زنجانی، بنیانگذار هولدینگ داتوان روز سهشنبه در شبکه اجتماعی ایکس از برنامهای بلندپروازانه برای استقرار ۲۰۰ پهپاد مخابراتی در ارتفاع بیش از ۲۰ کیلومتری زمین خبر داد؛ شبکهای که قصد دارد با انتقال بخشی از ایستگاههای زمینی شبکه موبایل (BTS) به آسمان، اینترنت پرسرعت را از ارتفاعات بالا به مناطق مختلف ایران برساند.
اما آیا درحالحاضر فناوری لازم برای اجرای چنین طرحی وجود دارد؟ آیا پهپادها میتوانند ماهها در ارتفاع بالا باقی بمانند و جایگزین بخشی از زیرساختهای مخابراتی شوند؟ شبکه اینترنت پهپادی چه تفاوتی با منظومههای ماهوارهای دارد و مهمتر از همه، آیا ایران توانایی ساخت و استقرار چنین زیرساختی را در آینده نزدیک دارد؟
ایده انتقال اینترنت از طریق سکوهای پرنده، برخلاف تصور اولیه، تازه نیست. گوگل بیش از یک دهه قبل پروژهای برای ارائه اینترنت با بالنهای استراتوسفری آغاز کرد و فیسبوک نیز پهپادهای خورشیدی بزرگی را با همین هدف توسعه داد. شرکتهایی مانند ایرباس و سافتبانک هم در سالهای اخیر برای تجاریسازی این فناوری سرمایهگذاری کردهاند.
بااینحال، فاصله میان برقراری موفق ارتباط اینترنتی از استراتوسفر و ایجاد شبکهای متشکل از صدها سکوی پرنده که بتوانند بهطور مداوم خدمات مخابراتی ارائه دهند، همچنان قابلتوجه است.
فناوری HAPS چیست و چگونه اینترنت را از آسمان ارائه میدهد؟
هاپس (HAPS) مخفف عبارت «ایستگاه سکوی ارتفاع بالا» است که با عنوان «ماهواره جوی» نیز شناخته میشود. این اصطلاح به سامانههای پرندهای اشاره دارد که معمولاً در ارتفاع حدود ۱۸ تا ۲۵ کیلومتری زمین (در لایه استراتوسفر جو) فعالیت میکنند و میتوانند وظایفی مانند پایش سیاره، ارتباطات مخابراتی و انتقال داده را برعهده بگیرند.
اتحادیه بینالمللی مخابرات (ITU) این سامانهها را ایستگاههای رادیویی مستقر روی سکوهایی در ارتفاع ۲۰ تا ۵۰ کیلومتری تعریف میکند. هدف اصلی از توسعه هاپس، استفاده از ارتفاع زیاد برای پوشش مناطق گستردهای از زمین بدون نیاز به ساخت تعداد زیادی دکل مخابراتی است.
سکوهای هاپس در واقع میتوانند مانند دکلهای مخابراتی شناور در آسمان عمل کنند. آنتنهای نصبشده روی آنها سیگنال را به تجهیزات زمینی میفرستند و در معماری مناسب، حتی میتوانند بهطور مستقیم با تلفنهای همراه ارتباط برقرار کنند.
فناوری هاپس الزاماً به معنای پهپاد نیست و سه معماری اصلی دارد:
- پهپادهای خورشیدی بالثابت: هواپیماهایی بسیار سبک با بالهای کشیده که انرژی موردنیاز خود را از سلولهای خورشیدی تأمین میکنند.
- بالنهای استراتوسفری: بالنهایی پرشده از گاز سبک که با تغییر ارتفاع میتوانند از جریان باد برای جابهجایی استفاده کنند.
- کشتیهای هوایی: سازههایی بزرگتر از بالن که با استفاده از گاز سبک معلق میمانند و با موتورهای الکتریکی موقعیت خود را کنترل میکنند.
هر کدام از این معماریها مزایا و محدودیتهای خاص خود را دارند. پهپادهای بالثابت کنترل دقیقتری روی موقعیت دارند، بالنها به پیشران قدرتمند نیاز ندارند و کشتیهای هوایی میتوانند تجهیزات سنگینتری حمل کنند.
تاریخچه اینترنت استراتوسفری؛ از پروژه لون گوگل تا زفیر ایرباس
یکی از مشهورترین تلاشها برای ارائه اینترنت از استراتوسفر، پروژه لون گوگل بود که در سال ۲۰۱۱ در آزمایشگاه نوآوری ایکس این شرکت آغاز شد.
هدف پروژه لون ساده اما بلندپروازانه بود: بهجای ساخت دکلهای مخابراتی پرهزینه در مناطق دورافتاده، بالنهایی را در ارتفاع حدود ۲۰ کیلومتری زمین مستقر کنیم تا اینترنت را به کاربران زمینی برسانند.
آلفابت در ژانویه ۲۰۲۱ اعلام کرد که پروژه لون را به دلیل دشواری اقتصادی ایجاد و نگهداری شبکه، متوقف میکند
این بالنها به تجهیزات مخابراتی مجهز بودند و میتوانستند ارتباط نسل چهارم شبکه موبایل (LTE) را به تلفنهای همراه منتقل کنند. گوگل در سال ۲۰۱۳ آزمایشهای اولیه را در نیوزیلند انجام داد و بعدها این فناوری را در مناطقی از پرو و پورتوریکو نیز آزمایش کرد.
یکی از مهمترین دستاوردهای لون در سال ۲۰۲۰ رقم خورد؛ زمانی که این شرکت با همکاری اپراتورهای محلی، نخستین سرویس تجاری اینترنت مبتنی بر بالنهای استراتوسفری را در کنیا راهاندازی کرد.
با وجود این موفقیتها، آلفابت، شرکت مادر گوگل در ژانویه ۲۰۲۱ اعلام کرد که پروژه لون را متوقف میکند. دلیل اصلی، دشواری اقتصادی ایجاد و نگهداری شبکه بود. بالنها عمر عملیاتی محدودی داشتند و برای ارائه پوشش مستمر به تعداد زیاد از آنها و جایگزینی تجهیزات فرسوده نیاز بود. در نتیجه، هزینههای پروژه با درآمد احتمالی آن تناسب نداشت.
تجربه لون نشان داد که موفقیت فنی در ارائه اینترنت پرسرعت از استراتوسفر لزوماً به معنای موفقیت اقتصادی یک شبکه مخابراتی نیست.
در همان دوره، فیسبوک نیز پروژهای به نام «آکویلا» را برای ساخت پهپادهای اینترنترسان آغاز کرد. این پروژه شامل طراحی و ساخت هواپیمایی خورشیدی با طول بالی در حدود ۴۲ متر بود که قصد داشت در ارتفاع حدود ۱۸ تا ۲۷ کیلومتری فعالیت کند.
آکویلا تنها دو پرواز آزمایشی اصلی انجام داد و فیسبوک در سال ۲۰۱۸ اعلام کرد که توسعه هواپیمای اختصاصی خود را متوقف میکند و بهجای آن با شرکتهایی مانند ایرباس وارد همکاری میشود.
یکی از موفقترین پروژههای این حوزه، هواپیمای خورشیدی زفیر است که ابتدا به دست ایرباس ساخته شد و اکنون شرکت «آلتو هاپس» مسئولیت تجاریسازی آن را برعهده دارد.
زفیر برای پرواز در ارتفاع بیش از ۱۸ کیلومتری طراحی شده و با استفاده از سلولهای خورشیدی روی بالهای خود انرژی مورد نیازش را تأمین میکند. این هواپیما در سال ۲۰۲۲ رکورد ۶۴ روز پرواز پیوسته را ثبت کرد و در سال ۲۰۲۵ با پرواز به مدت ۶۷ روز و حدود ۷ ساعت، رکورد خود را اندکی بهبود داد.
رکورشکنیهای زفیر نشان میدهد که پرواز چندماهه در استراتوسفر دیگر صرفاً یک ایده آزمایشگاهی نیست؛ اما رکورد پرواز طولانی بهتنهایی اثبات نمیکند که هواپیما میتواند در تمام این مدت تجهیزات مخابراتی سنگین را نیز حمل کند و خدمات اینترنتی تجاری ارائه دهد.
در سالهای اخیر، سافتبانک ژاپن نیز با همکاری شرکت اسکای (Sceye) بهدنبال توسعه خدمات مخابراتی استراتوسفری بوده است. این دو شرکت در سال ۲۰۲۶ ارتباط صوتی و انتقال داده میان سکوی هاپس و تلفنهای همراه را در ژاپن آزمایش و هدف خود را آغاز تجاریسازی خدمات از سال ۲۰۲۷ اعلام کردند.
اینترنت استراتوسفری چه تفاوتی با استارلینک دارد؟
فناوری هاپس و ماهوارههای مدار نزدیک زمین (LEO) از نظر هدف دارای برخی شباهتها هستند، اما تفاوتهای مهمی میان آنها وجود دارد.
اغلب ماهوارههای استارلینک در ارتفاع حدود ۴۵۰ تا ۵۵۰ کیلومتری زمین حرکت میکنند؛ درحالیکه هواگردهای هاپس معمولاً فقط حدود ۱۸ تا ۲۴ کیلومتر از زمین فاصله دارند و درون لایهی استراتوسفر جو قرار میگیرند. این اختلاف ارتفاع، تفاوتهای مهمی در نحوه عملکرد دو فناوری ایجاد میکند.
مهمترین مزیت هاپس فاصله بسیار کمتر آن با سطح زمین است؛ در نتیجه، سیگنال مسیر کوتاهتری را میپیمایند و تأخیر انتشار امواج کاهش مییابد
مهمترین مزیت هاپس فاصله بسیار کمتر آن با سطح زمین است؛ در نتیجه، سیگنال مسیر کوتاهتری را میپیمایند و تأخیر انتشار امواج کاهش مییابد. برای مثال، رفتوبرگشت مستقیم امواج میان زمین و سکویی در ارتفاع ۲۰ کیلومتری، حدود ۰٫۱۳ میلیثانیه طول میکشد، درحالیکه این عدد برای ماهوارهای در ارتفاع ۵۵۰ کیلومتری تقریباً ۳٫۷ میلیثانیه است.
البته این اعداد فقط زمان انتشار امواج هستند و نباید با تأخیر کامل اینترنت اشتباه گرفته شوند؛ پردازش شبکه و انتقال داده به اینترنت جهانی نیز زمانبر است.
سکوی استراتوسفری همچنین میتواند برای مدت طولانی در محدوده مشخصی باقی بماند و مانند دکل مخابراتی شناور، پوشش ارتباطی نسبتاً ثابتی ارائه دهد. در مقابل، ماهوارههای استارلینک با سرعت زیاد به دور زمین میچرخند و برای ارائه پوشش پیوسته، به شبکهای متشکل از هزاران ماهواره نیاز است.
مزیت دیگر هاپس امکان استفاده از تجهیزات مخابراتی متداولتر و حتی برقراری ارتباط مستقیم با برخی تلفنهای همراه است. از آنجایی که این سکوها در جو زمین فعالیت میکنند، برای تعمیر، تعویض تجهیزات یا ارتقای محموله مخابراتی میتوان آنها را به زمین بازگرداند؛ کاری که درباره ماهوارههای مستقر در مدار بهسادگی امکانپذیر نیست.
بااینحال، هاپس محدودیتهایی دارد که نباید نادیده گرفت. نخستین چالش، تأمین انرژی است. پهپادهای خورشیدی باید در طول روز برق موردنیاز موتورهای الکتریکی و تجهیزات مخابراتی را تأمین کنند و انرژی کافی برای پرواز در طول شب را نیز در باتریهای خود ذخیره داشته باشند. این مسئله وزن باتریها و تجهیزات را به عاملی تعیینکننده در طراحی هواپیما تبدیل میکند.
چالش بعدی حفظ موقعیت در ارتفاع عملیاتی است. هرچند شرایط جوی در استراتوسفر نسبتاً پایدارتر از لایههای پایینتر جو است، تغییرات سرعت و جهت باد همچنان میتواند پهپاد را از موقعیت مورد نظر دور کند. سامانه پروازی باید بتواند با مصرف انرژی محدود، موقعیت خود را حفظ کند. افزون بر این، پرواز طولانیمدت در ارتفاع بالا به سازهای بسیار سبک و درعینحال مقاوم نیاز دارد.
محدودیت مهم دیگر، ظرفیت شبکه است. پوششدادن یک منطقه وسیع لزوماً به معنای فراهم کردن اینترنت پرسرعت برای تمام ساکنان آن نیست. پهنای باند فرکانسی، توان تجهیزات مخابراتی و تعداد کاربران همزمان، ظرفیت واقعی هر سکو را تعیین میکنند. حتی توان ارسال سیگنال از پهپاد به تلفن همراه نیز کافی نیست؛ گوشیهای معمولی توان محدودی برای ارسال سیگنال در مسیر برگشت دارند و این موضوع میتواند پوشش ارتباطی را محدود کند.
در نهایت، هاپس به تعمیر و نگهداری مستمر نیاز دارد. برخلاف ماهواره که پس از قرارگرفتن در مدار میتواند سالها فعالیت کند، پهپاد استراتوسفری باید برای تعمیر، تعویض باتری یا بررسی تجهیزات به زمین بازگردد. ایجاد پوشش شبانهروزی نیز مستلزم پیشبینی سکوهای جایگزین است. تجربه پروژه لون گوگل نشان داد که حتی با وجود موفقیتهای فنی، هزینه نگهداری و جایگزینی بالنها میتواند تجاریسازی چنین شبکهای را دشوار کند.
در نتیجه، هاپس و اینترنت ماهوارهای مدار نزدیک زمین فناوری الزاماً رقیب یکدیگر نیستند و میتوانند مکمل هم باشند. برای مثال، سکوی هاپس میتواند اینترنت را در منطقهای دورافتاده توزیع کند و ارتباط خود را با شبکه اصلی از طریق فیبر نوری یا ماهواره برقرار سازد.
آیا ۲۰۰ پهپاد میتوانند تمام ایران را پوشش دهند؟
یکی از جذابترین ویژگیهای هاپس، وسعت بالای پوشش مخابراتی آن است. یک دکل زمینی معمولاً منطقهای محدود را پوشش میدهد؛ اما سکویی در ارتفاع ۲۰ کیلومتری میتواند به بخش بسیار بزرگتری از سطح زمین دید مستقیم داشته باشد.
سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) در گزارشی در سال ۲۰۲۴ اشاره میکرد که شعاع پوشش یک ایستگاه هاپس میتواند به حدود ۱۰۰ کیلومتر برسد. ایرباس نیز برای برخی پیکربندیهای مخابراتی زفیر، پوششی بسیار گسترده در حدود ۷۵۰۰ کیلومتر مربع را مطرح کرده است.
برای درک ابعاد ادعای بابک زنجانی میتوان یک محاسبه ساده انجام داد. مساحت ایران حدود ۱٫۶۵ میلیون کیلومتر مربع است. اگر فرض کنیم که هر پهپاد بتواند در شرایط ایدهآل ۷۵۰۰ کیلومتر مربع را پوشش دهد، ۲۰۰ پهپاد در مجموع حدود ۱٫۵ میلیون کیلومتر مربع را زیر پوشش خواهند برد؛ عددی که تقریباً به مساحت کل کشور نزدیک است. بااینحال، این محاسبه صرفاً از نظر هندسی معتبر است و تصویر کاملی از عملکرد شبکه ارائه نمیدهد.
یکی از جذابترین ویژگیهای هاپس، وسعت بالای پوشش مخابراتی آن است
پوشش رادیویی با ظرفیت ارائه اینترنت پرسرعت یکسان نیست. یک پهپاد ممکن است بتواند سیگنال خود را به منطقهای چند هزار کیلومتر مربعی برساند، اما ظرفیت آن برای پاسخگویی همزمان به صدها هزار کاربر بسیار محدودتر باشد.
پهنای باند فرکانسی، توان فرستنده، تعداد آنتنها، میزان تداخل و ظرفیت ارتباط با شبکه اصلی، همگی بر کیفیت اینترنت تأثیر میگذارند. علاوه بر این، برای جلوگیری از ایجاد نقاط کور باید میان محدوده پوشش پهپادها همپوشانی وجود داشته باشد.
بنابراین، نمیتوان صرفاً با ضرب تعداد پهپادها در مساحت پوشش اعلامشده هرکدام، نتیجه گرفت که یک شبکه اینترنت سراسری و پرظرفیت ایجاد خواهد شد.
آیا ما توانایی ساخت پهپادهای استراتوسفری را داریم؟
ایران در طول چند دهه گذشته در زمینه طراحی و تولید پهپادهای نظامی و شناسایی به توانمندیهای چشمگیری رسیده است؛ اما نباید توانایی ساخت پهپادهای متعارف را با ساخت هواپیماهای خورشیدی استراتوسفری یکسان دانست.
پهپاد هاپس باید بتواند در ارتفاع حدود ۲۰ کیلومتری، با مصرف انرژی بسیار پایین، برای هفتهها یا ماهها پرواز کند. این کار به سازهای فوقسبک، بالهای بسیار کشیده، موتورهای الکتریکی کارآمد و باتریهایی با چگالی انرژی بالا نیاز دارد.
از سوی دیگر، سلولهای خورشیدی باید در طول روز هم انرژی موردنیاز پرواز و تجهیزات مخابراتی را تأمین کنند و هم باتریها را برای فعالیت شبانه شارژ کنند. سامانه هدایت خودکار نیز باید بتواند در برابر تغییرات جوی و بادهای استراتوسفری موقعیت هواپیما را حفظ کند.
ساخت چنین هواپیمایی فقط بخشی از پروژه است. تجهیزات مخابراتی، آنتنها، فرستندهها، پردازندهها و سامانههای ارتباطی نیز باید با وزن و مصرف انرژی محدود طراحی شوند.
در منابع عمومی و مستندات در دسترس، شواهد مستقلی از ساخت و آزمایش هواپیمای خورشیدی ایرانی با قابلیت فعالیت پایدار در ارتفاع حدود ۲۰ کیلومتری و حمل محموله مخابراتی در دست نیست.
این موضوع به معنی ناتوانی قطعی ما در توسعه چنین فناوریای نیست؛ اما نشان میدهد که نمیتوان صرفاً با استناد به سابقه کشور در تولید پهپادهای نظامی، توانایی ساخت هاپس را اثبات کرد.
پروژه زفیر نمونهای از پیچیدگی توسعه پهپادهای استراتوسفری، حتی برای شرکتی با سابقه و تجربهی ایرباس است. ساخت این پهپاد خورشیدی از اوایل دهه ۲۰۰۰ آغاز شد و پس از سالها آزمایش، در سال ۲۰۲۵ رکورد بیش از ۶۷ روز پرواز پیوسته را ثبت کرد.
با وجود این دستاورد و موفقیت در آزمایش ارتباط مخابراتی با تلفن همراه، تجاریسازی خدمات زفیر همچنان در دست توسعه قرار دارد و برای سال ۲۰۲۷ هدفگذاری شده است. این تجربه نشان میدهد که تبدیل پهپاد آزمایشی موفق به سامانهای تجاری و پایدار، فرایندی زمانبر است.
مانع دیگر: زیرساخت مخابراتی و مجوزهای قانونی
حتی اگر داتوان بتواند پهپادهای موردنیاز را بسازد، ایجاد شبکه اینترنتی سراسری به زیرساختهای دیگری نیز احتیاج دارد.
دادههای کاربران باید از پهپادها به شبکه اصلی مخابرات و در نهایت به مراکز داده و درگاههای ارتباطی بینالمللی منتقل شوند. این کار به لینکهای ارتباطی پرظرفیت، ایستگاههای زمینی یا ارتباط ماهوارهای نیاز دارد.
اگر ۲۰۰ پهپاد هزاران کاربر را پوشش دهند، حجم عظیمی از داده باید بهصورت مداوم به شبکه اصلی منتقل شود. بدون زیرساخت انتقال داده مناسب، حتی پیشرفتهترین پهپاد مخابراتی نیز نمیتواند اینترنت باکیفیتی ارائه کند.
مسئله دیگر، تخصیص فرکانس است. سکوهای هاپس برای ارائه خدمات مخابراتی باید از باندهای فرکانسی مشخص استفاده کنند و فعالیت آنها نباید با شبکههای زمینی، ماهوارهها و سامانههای هوانوردی تداخل ایجاد کند.
اتحادیه بینالمللی مخابرات سالها است که درباره تخصیص طیف فرکانسی مناسب برای این فناوری مطالعه میکند. بنابراین، راهاندازی شبکه داتوان به مجوزهای مخابراتی و هماهنگی با نهادهای مسئول هوانوردی نیز نیاز خواهد داشت.
ادعای بلندپروازانه استقرار ۲۰۰ پهپاد تا پایان سال
طبق پست اخیر بابک زنجانی در ایکس، داتوان قصد دارد تا پایان سال جاری تعداد ۲۰۰ پهپاد مخابراتی را در ارتفاع بیش از ۲۰ کیلومتری مستقر کند. برای ارزیابی این ادعا، باید میان سه مرحله تفاوت قائل شد: ساخت نمونه اولیه، تولید صنعتی و راهاندازی شبکه تجاری.
ساخت یک نمونه اولیه هاپس از نظر فنی امکانپذیر است و تجربه شرکتهای خارجی نیز این موضوع را اثبات کرده است. ایجاد یک شبکه آزمایشی محدود در ایران نیز در صورت تأمین فناوری و سرمایه موردنیاز، دور از تصور نیست.
اما تولید ۲۰۰ پهپاد عملیاتی و استقرار آنها در بازه زمانی بسیار کوتاه، بدین معنا است که داتوان باید از قبل طراحی هواپیما، آزمایشهای پروازی، سامانه مخابراتی و زیرساخت تولید را توسعه داده باشد.
مهمتر اینکه «ساخت ۲۰۰ پهپاد»، «ارسال ۲۰۰ پهپاد به ارتفاع عملیاتی» و «ارائه اینترنت تجاری با ۲۰۰ پهپاد» سه دستاورد کاملاً متفاوت هستند.
استقرار ۲۰۰ پهپاد مخابراتی و راهاندازی شبکه سراسری تا پایان سال، با توجه به الزامات فنی و صنعتی این فناوری، بسیار بلندپروازانه و در حال حاضر اثباتنشده است
در اطلاعات عمومی بررسیشده، مستندات مستقلی از پرواز آزمایشی پهپاد مخابراتی داتوان در ارتفاع ۲۰ کیلومتری یا آزمایش ارتباط مستقیم آن با تلفنهای همراه منتشر نشده است. همچنین اطلاعات کافی درباره ظرفیت تولید، مشخصات فنی هواپیماها و مجوزهای مخابراتی این طرح در دسترس نیست.
البته نبود اطلاعات عمومی، لزوماً به معنی نبود فعالیت محرمانه یا نمونه اولیه داخلی نیست؛ اما تا زمانی که شواهد قابل راستیآزمایی ارائه نشود، نمیتوان وجود یک سامانه عملیاتی را تأیید کرد.
ایده اجراشدنی، اما وعده داتوان دور از دسترس است
بررسی تجربه جهانی نشان میدهد که اینترنت استراتوسفری فناوری در دسترسی است. پروژه لون توانست سرویس تجاری مبتنی بر بالن را در کنیا راهاندازی کند، هواپیمای زفیر رکورد بیش از ۶۷ روز پرواز پیوسته را ثبت کرده و سافتبانک نیز در سال ۲۰۲۶ ارتباط مستقیم سکوی استراتوسفری با تلفنهای همراه را آزمایش کرده است.
بااینحال، توسعه هاپس به سرمایهگذاری بلندمدت، فناوری پیشرفته هوافضایی، تجهیزات مخابراتی تخصصی و زیرساختهای گسترده نیاز دارد.
برای ایران، ایجاد یک شبکه آزمایشی و استفاده از این فناوری برای پوشش مناطق دورافتاده یا برقراری ارتباطات اضطراری در میانمدت از نظر فنی قابل تصور است. اما استقرار ۲۰۰ پهپاد مخابراتی و راهاندازی شبکه سراسری تا پایان سال، با توجه به الزامات فنی و صنعتی این فناوری، بسیار بلندپروازانه و در حال حاضر اثباتنشده است.
برای اینکه برنامه داتوان را بتوان فراتر از یک وعده تجاری ارزیابی کرد، این شرکت باید مشخصات فنی پهپادها، مستندات پرواز در استراتوسفر، نتایج آزمایش مخابراتی و مجوزهای عملیاتی خود را منتشر کند.
در نهایت، پرسش اصلی این نیست که آیا میتوان از استراتوسفر اینترنت ارائه کرد؛ این موضوع پیشتر در جهان اثبات شده است. پرسش واقعی این است که آیا داتوان فناوری و توان صنعتی لازم برای تبدیل این ایده به یک شبکه پایدار و اقتصادی در ایران را در اختیار دارد؟