آینده ERPها؛ گذار از ثبت اطلاعات به تصمیم‌گیری هوشمند

منبع: دیجیاتو

آینده ERPها؛ گذار از ثبت اطلاعات به تصمیمگیری هوشمند

گزارش دیجیاتو از سمینار «هوشمندی تصمیم در عصر عاملهای هوشمند؛ بازآفرینی خلق ارزش در کسبوکارها» در باهم۱۴۰۵ را میتوانید در ادامه بخوانید.

با گسترش عاملهای هوشمند در نرمافزارهای سازمانی، نقش هوش مصنوعی در حال عبور از کمک به انجام وظایف به سمت مشارکت در تصمیمگیری است. ایمان رئیسی وانانی، مشاور علم داده و هوش مصنوعی و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، در سمینار «هوشمندی تصمیم در عصر عاملهای هوشمند» در دومین روز رویداد «باهم ۱۴۰۵» همکاران سیستم، با تشریح این تحول تأکید کرد که مزیت رقابتی آینده سازمانها صرفاً به تعداد عاملهای هوشمند آنها وابسته نیست، بلکه به تواناییشان در توسعه هوشمندی تصمیم و ایجاد سازوکاری برای همکاری انسان و هوش مصنوعی بستگی دارد.

ایمان رئیسی وانانی که ۲۲ سال سابقه همکاری با همکاران سیستم دارد، در ابتدای این سمینار به تشریح مراحل تحول هوش مصنوعی و نقش عاملهای هوشمند در آینده سازمانها پرداخت. او با اشاره به اینکه از سال 2023 هوش مصنوعی علاوه بر مکالمه، استدلال و طراحی مراحل انجام یک کار، قابلیت اجرای آن را نیز به دست آورد و باعث شکلگیری ایجنتها شد، گفت:

«حدود یک سال تا یک سال و نیم است که نسل چهارم هوش مصنوعی نیز مطرح شده است؛ نسل نوآور یا Innovator که وظیفه تحقیق و توسعه یا R&D و تولید علم و دانش را در سازمان بر عهده میگیرد. توسعه واکسنهای جدید و طراحی دستگاهها و پردازندههای جدید مانند CPU، GPU و TPU از جمله حوزههایی هستند که این نسل از هوش مصنوعی در آنها کاربرد دارد. این سیستمها عمیق و تخصصی یا Vertical هستند و بهسادگی در دسترس قرار نمیگیرند. هزینه آنها نیز بسیار بیشتر از هوش مصنوعیهای عمومی یا افقی مانند ChatGPT و Claude است.»

رئیسی در ادامه دستهبندی خود از روند تحول هوش مصنوعی، سطح پنجم را Organizations یا «سازمانها» معرفی کرد؛ سطحی که در آن، مجموعهای از عاملهای هوشمند میتوانند برای انجام فعالیتهای پیچیده با یکدیگر هماهنگ شوند و بخشی از وظایف یک کسبوکار را پیش ببرند. او همچنین از امکان شکلگیری ساختارهای سازمانی مبتنی بر عاملهای هوشمند و موضوعاتی مانند هویت اقتصادی این سیستمها بهعنوان چشماندازهایی برای آینده یاد کرد.

رئیسی در ادامه، با تمرکز بر وضعیت سازمانهای ایرانی در مواجهه با هوش مصنوعی اظهار کرد: «سازمانهای کشور ما در مواجهه با هوش مصنوعی، شش وضعیت رفتاری متفاوت دارند. نخستین گروه، سازمانهای AI absent هستند؛ یعنی هوش مصنوعی در آنها تقریبا غایب است. نمونههای زیادی از این وضعیت را در سازمانهای دولتی میتوان مشاهده کرد که فعالیتهای خود را با روال معمول ادامه میدهند. گروه دوم، سازمانهای AI curious هستند؛ سازمانهایی که کنجکاوی خود را نسبت به هوش مصنوعی نشان و آزمایشهایی انجام دادهاند، اما هنوز استفاده جدی و گستردهای از آن ندارند.»

او درباره مرحله بعدی پذیرش هوش مصنوعی در سازمانها توضیح داد: «گروه سوم، سازمانهای Adopting هستند که پروژههای آزمایشی یا پایلوت اجرا کردهاند و توانستهاند برخی نقاط درد یا Pain Points را شناسایی کنند. این پروژهها در بخشهایی از سازمان ارزش افزوده ایجاد میکنند، اما هنوز به یکدیگر متصل نیستند و میزان موفقیت آنها تا حد زیادی به توانمندی سازمان و افراد وابسته است.»

رئیسی با اشاره به وضعیت سازمانهای یکپارچهشده با هوش مصنوعی گفت: «مرحله چهارم، سازمانهای AI integrated هستند که نمونههای آنها را بیشتر در میان استارتاپها میبینیم. در این سازمانها، هوش مصنوعی در فرایندهای کاری ادغام شده و بخش قابلتوجهی از فعالیتها با همکاری انسان و هوش مصنوعی انجام میشود. در این مرحله، انسان همچنان محور اصلی سازمان است، اما هوش مصنوعی بسیاری از کارها را بر عهده دارد.»

او در تشریح دو مرحله پیشرفتهتر این تحول بیان کرد: «مرحله پنجم، سازمانهای AI native هستند که در دنیا پررنگتر شدهاند، اما در کشور ما هنوز حضور محدودی دارند. در این سازمانها، هوش مصنوعی به هسته اصلی فعالیتها تبدیل میشود و انسان بیشتر نقش ناظر را در قالب Human in the Loop ایفا میکند. برخلاف مرحله قبل که انسان محور اصلی بود و هوش مصنوعی در انجام کارها به او کمک میکرد، در اینجا هوش مصنوعی نقش محوری دارد و انسان بر عملکرد آن نظارت میکند.»

مرحله ششم در دستهبندی رئیسی، سازمانهای تاریک یا Dark Organization و کارخانههای تاریک یا Dark Factory هستند که نمونههایی از آنها در کشورهایی مانند آمریکا، چین، آلمان و انگلستان در حال شکلگیری است:

«در این ساختارها، تقریباً تمام فعالیتها به هوش مصنوعی و سیستمهای خودکار سپرده میشود و حضور انسان در فرایندهای روزمره به حداقل میرسد. انسان در این شرایط بیشتر در جایگاه ناظر کلان و استراتژیست قرار میگیرد؛ نقشی که با مفهوم Human on the Loop شناخته میشود. عنوان کارخانه تاریک نیز به این ایده اشاره دارد که در چنین محیطهایی، به دلیل خودکارسازی گسترده فرایندها و کاهش حضور مستقیم نیروی انسانی، حتی روشنایی محیط نیز ممکن است ضرورت نداشته باشد.»

خودکارسازی فرایندهای سازمانی با هوش مصنوعی عاملمحور

رئیسی در ادامه این سمینار به همکاری انسان با رباتهای انساننما نیز اشاره کرد و گفت: «اگر در سازمانهای بینالمللی به بُعد فیزیکی نگاه کنید، دو گروه را در کنار هم میبینید که مشغول کارند، انسانها و رباتهای انساننما. هوش مصنوعی عاملمحور سبب شده تا این دو به یکدیگر متصل شوند و همکاری خوبی داشته باشند.»

او با تأکید بر این که تصمیمگیری در حال حرکت به سمت مشترک شدن میان انسان و ماشین است و دیگر فقط به ماشین دستور نمیدهید، گفت که نتیجه در کارخانه تولید زمانی به دست میآید و عملیاتی میشود که بهتدریج به تصمیمگیری خودکار، خودمختار و هوشمند برسید.

رئیسی برای تشریح مسیر تحول ERPها، چهار مرحله را از سیستمهای ثبت اطلاعات تا سیستمهای پیامدمحور معرفی کرد؛ مراحلی که بخشی از آنها به وضعیت کنونی نرمافزارهای سازمانی مربوطاند و بخشی دیگر، مسیر احتمالی تحول آنها در آینده را نشان میدهند: «از اواخر دهه هشتاد، وارد ERPهای نسل جدید شدیم، سیستمهایی که به آنها Systems of Intelligence میگویند. این ERPها شامل BI، داشبوردهای مدیریتی و کمی هوش مصنوعی بودند. هوش مصنوعی سنتی کمک میکرد که بهتر تصمیم بگیرید، اما تصمیمگیری همچنان در اختیار شما بود. راهکاران همکاران سیستم در نسل نخست، در همین لایه قرار گرفته است.»

رئیسی در ادامه، Systems of Action یا «سیستمهای اقداممحور» را مرحله بعدی تحول ERPها معرفی کرد؛ مرحلهای که در آن، نرمافزارهای سازمانی به کمک هوش مصنوعی عاملمحور از ثبت و تحلیل اطلاعات فراتر میروند و امکان اجرای بخشی از فرایندها را نیز پیدا میکنند. در این ساختار، عاملهای هوشمند میتوانند درون ERP فعالیت کنند و با هماهنگی یکدیگر، وظایف مشخصی را انجام دهند. به گفته او، حرکت به سمت این سیستمها یکی از تحولات پیش روی نرمافزارهای سازمانی در آینده نزدیک است.

رئیسی در ادامه از Systems of Outcome یا «سیستمهای پیامدمحور» بهعنوان چشمانداز پیشرفتهتری برای آینده ERPها نام برد. در این رویکرد، تمرکز نرمافزار از اجرای وظایف مشخص به تحقق نتیجه موردنظر کاربر تغییر میکند. به این ترتیب، کاربر بهجای طیکردن مراحل مختلف در محیط نرمافزار، هدف خود را بیان میکند و سیستم با استفاده از عاملهای هوشمند، اقدامات لازم را برای رسیدن به آن نتیجه پیش میبرد. ارزیابی عملکرد نیز بر اساس میزان تحقق اهداف و پیامدهای اقدامات انجامشده صورت میگیرد.

رئیسی همچنین تأکید کرد که در سیستمهای پیامدمحور، شاخصهایی برای سنجش نتایج اقدامات نرمافزار تعریف میشود. به اعتقاد او، سازمانها باید از هماکنون به سمت خودکارسازی تدریجی فرایندها حرکت کنند و در کنار آن، معیارهایی برای ارزیابی عملکرد و میزان تحقق اهداف خود در نظر بگیرند.

نقش ایجنتهای هوش مصنوعی در تحول فرایندهای سازمانی

رئیسی با اشاره به نسلهای مختلف ERP اظهار کرد که در حال حاضر، برخی از ERPها از نوع AI assisted هستند؛ به این معنا که بخشی از فعالیتهای کوچک در آنها با کمک هوش مصنوعی انجام میشود، اما همچنان کاربرمحور هستند. او در این باره توضیح داد:

«نسل دومی که در حال حاضر در کشور ما پررنگتر میشود، ERPهایی هستند که اصطلاحا به آنها AI empowered یا AI powered گفته میشود. در این نسل، هوش مصنوعی انجام کار را بر عهده میگیرد و انسان نقش مدیریتی دارد. آنچه در آینده پیش روی ماست، تقریبا به همین سمت حرکت میکند.»

او با اشاره به این که در نسل سوم، با ERPهای agent ready مواجه هستیم، گفت: « یعنی ERPهایی که ایجنتهای متعددی در آنها آماده فعالیت هستند. کافی است کار را به آنها بسپاریم تا خودشان آن را تقسیمبندی و اجرا کنند. ERPهای نسل جدید در دنیا نیز به سمت agent ready شدن حرکت کردهاند.»

ایمان رئیسی در ادامه با تشریح ویژگیهای نسل چهارم ERPها گفت: «وقتی انجام کار را به ایجنت میسپارید و ایجنتها نیز با یکدیگر هماهنگ میشوند و تعامل میکنند، بهتدریج اتفاق دیگری رخ میدهد؛ تصمیمگیری نیز از شما گرفته میشود. بهمرور به این سیستم اعتماد میکنید و تصمیمگیری را به آن میسپارید. در نتیجه، به سمت ERPهای خودمختار یا autonomous حرکت خواهیم کرد؛ جایی که موضوع هوشمندی تصمیم اهمیت بسیار بیشتری پیدا میکند.»

او با تأکید بر اهمیت فرایندها در ساختار ERPها اظهار کرد: «مجموعهای از فرایندهای سازمانی که در کنار یکدیگر قرار میگیرند، ساختار یک ERP را تشکیل میدهند. ما نمیتوانیم ایجنتها را در گوشهوکنار ERP قرار دهیم و انتظار داشته باشیم که کار خود را انجام دهند؛ آنها باید درون خود فرایندها حضور داشته باشند و فعالیت کنند. برای مثال، ابتدا باید فرایند مدیریت منابع انسانی را شناسایی کنیم و سپس بخشهایی مانند بررسی و ارزیابی متقاضیان استخدام، interview، onboarding و performance assessment را به ایجنتها بسپاریم. حتی اگر نیروی انسانی تصمیم به ترک سازمان بگیرد، میتوان بررسی این مراحل را نیز به ایجنتها واگذار کرد و آنها را بهصورت autonomous به یکدیگر متصل کرد.»

او در ادامه به تشریح روند تحول فرایندها در ERPها پرداخت و گفت: «اگر یک گام از ERP پایینتر بیاییم، به خود فرایند میرسیم. در دنیا، شش تحول مهم در این زمینه اتفاق افتاده است. در ابتدا، فرایندها بهصورت دستی بازمهندسی یا re-engineer میشدند؛ به این معنا که فرایندها را اصلاح میکردیم و نسخه بهبودیافته آنها را در ERP یا نرمافزار سازمانی قرار میدادیم. اما چون بازمهندسی فرایند رویکردی بسیار رادیکال داشت و آثار سنگینی بر سازمان میگذاشت، این روش بهتدریج کنار رفت.»

رئیسی با اشاره به شکلگیری رویکردهای جدید در طراحی فرایندها ادامه داد: «در گام بعد، رویکردی با عنوان Business Process Redesign شکل گرفت که بر بازطراحی فرایندها تمرکز داشت. در این روش، فرایندها بهصورت incremental و تدریجی بهبود پیدا میکردند و اصلاحات بهآرامی در ERPها اعمال میشد. در گام سوم، مفهوم مدیریت فرایند کسبوکار یا BPM مطرح شد. در این مرحله، اصول مربوط به فرایندها در کنار یکدیگر قرار گرفت و روشهای بهبود و بهینهسازی فرایندها مستند شد.»

رئیسی در ادامه به فرایندکاوی اشاره کرد؛ حوزهای که با تحلیل دادههای ثبتشده از اجرای فعالیتها، امکان شناسایی فرایندهای واقعی سازمان، بررسی انطباق آنها با الگوهای تعریفشده و کشف گلوگاههای عملیاتی را فراهم میکند.

همزاد دیجیتال؛ چشمانداز آینده سازمانهای هوشمند

این عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به ظهور فناوری Robotic Process Automation از حدود سال ۲۰۱۸ گفت: « در این مرحله، تحول دیگری رخ داد که تأثیر زیادی بر ERPها گذاشت. در کنار استخراج و اصلاح فرایندها، بخشی از اجرای آنها نیز به نرمافزار و سیستم سپرده شد. در واقع، تلاش شد فرایندها در سطحی ساده خودکار و اتوماتیک شوند، هرچند این روش از هوشمندی بالایی برخوردار نبود.»

او در ادامه، درباره تحول جدید در این حوزه توضیح داد: «در سال ۲۰۲۳، مفهوم Agentic Process Automation مطرح شد؛ رویکردی که بر خودکارسازی عاملمحور فرایندها تمرکز دارد. با افزایش تعداد ایجنتها، این عاملها با یکدیگر تعامل کرده و فرایندها را اصلاح و بهینهسازی میکنند و اجرای آنها را پیش میبرند. این مفهوم در نسل جدید ERPها با عنوان APA مطرح شده و تلاشهای اولیه برای پیادهسازی آن در کشور نیز در حال انجام است. در آینده، این رویکرد را در راهکاران آیند شاهد خواهیم بود.»

رئیسی با اشاره به نحوه عملکرد Agentic Process Automation اظهار کرد: « در این رویکرد، داخل هر فرایند، عاملهای متعددی حضور دارند؛ عاملهایی که اقدام میکنند، تصمیم میگیرند یا اعتبارسنجی انجام میدهند و همگی به یکدیگر متصل هستند و کل فرایند را پوشش میدهند. نقش انسان در این میان، تعیین هدف برای فرایند است؛ به این معنا که هدف مشخصی تعریف میکند و از مجموعه ایجنتها میخواهد اقدامات لازم را برای تحقق آن انجام دهند. این رویکرد، مسیری است که در نسل جدید سیستمهای سازمانی در حال شکلگیری است.»

او در ادامه، با تشریح چشمانداز آینده سازمانها بیان کرد: «سازمانها در مقطعی دیجیتالی شدند و اکنون با سرعت زیادی به سمت هوشمند شدن حرکت میکنند. در نهایت، اگر بخش عمده فرایندهای هستهای سازمان هوشمند شوند و این فرایندها از طریق ایجنتها به یکدیگر متصل باشند، میتوانیم معادل دیجیتالی واقعی از سازمان را در کامپیوتر داشته باشیم. این معادل دیجیتالی، با هوشمند شدن تمام فرایندهایش، ماهیتی زنده پیدا میکند؛ بهگونهای که میتوان حرکت فرایندها و جریان دادهها درون آن را مشاهده کرد. به چنین نمونه زندهای از سازمان، Digital Twin of Organization یا همزاد دیجیتال سازمان گفته میشود.»

ایمان رئیسی با اشاره به هدفگذاری سازمانها در سطح بینالمللی تأکید کرد: «هدف سازمانها در دنیا این است که با پیادهسازی ERP و سایر نرمافزارها و مجهز کردن آنها به ایجنتها، همزاد دیجیتال خود را بهطور کامل ایجاد کنند. نوع سازمان نیز تفاوتی ندارد؛ چه یک کارخانه صنعتی باشد، چه یک سازمان تراکنشی، بانک یا شرکت بیمه، امکان ساخت معادل دیجیتالی آن وجود دارد. این همان هدفی است که در سطح بینالمللی دنبال میشود.»

او همچنین با تأکید بر نقش ERP در تحقق این چشمانداز گفت: «ستون فقرات همزاد دیجیتال سازمان، ERP هوشمند است؛ زیرا ERP هسته مرکزی نرمافزارهای سازمان را تشکیل میدهد. اگر سازمانی بخواهد به سمت AI Native حرکت کند؛ یعنی هوش مصنوعی بهطور کامل در آن نهادینه شود، باید تا حد امکان برای ایجاد همزاد دیجیتال و هوشمندسازی فرایندهای خود تلاش کند.»

آینده سازمانها در گرو واگذاری تصمیمهای بیشتر به هوش مصنوعی

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به شتاب گرفتن واگذاری فعالیتهای سازمانی به ایجنتها در دنیا اظهار کرد: «حدود یک سال و نیم است که این روند آغاز شده و در شش ماه اخیر سرعت بیشتری گرفته است. فعالیتهای سطح پایین سازمانها بهسرعت در حال واگذاری به ایجنتهاست. اکنون میتوان تعداد زیادی ایجنت داشت که بهصورت ۲۴ ساعته و هفت روز هفته فعالیت میکنند و با یکدیگر در ارتباط هستند. در نتیجه، بدنه سازمان بهتدریج کوچکتر میشود و نقش مدیران میانی و ارشد پررنگتر باقی میماند.»

او در ادامه، با تشریح نقش مدیران در ساختار جدید سازمانها گفت: « وقتی اجرای کار به ایجنتها واگذار شود، آنچه برای مدیران باقی میماند، تصمیمگیری خواهد بود. بنابراین، با روند جدیدی در دنیا مواجه هستیم. »

رئیسی در تشریح این روند بیان کرد: «در حال حاضر، انسان تصمیمگیرنده است و ایجنتها برخی کارهای کوچک را انجام میدهند. اما بهتدریج، ایجنتها به دلیل دسترسی به دادهها، پیشبینیها و الگوها، تصمیمهای کوچک سازمان را نیز بر عهده خواهند گرفت. بسیاری از تصمیمهای سازمانی پیچیدگی زیادی ندارند، در این شرایط، بخشی از تصمیمها را هوش مصنوعی میگیرد و بخشی دیگر همچنان بر اساس تجربه و قضاوت انسان اتخاذ میشود.»

او با تأکید بر ضرورت ایجاد سازوکاری برای تصمیمگیری مشترک میان انسان و هوش مصنوعی ادامه داد: «در نقطهای، تصمیمهای مختلف به یکدیگر گره میخورند و لازم است انسان و هوش مصنوعی بهصورت مشترک تصمیمگیری کنند. در چنین شرایطی، سازمان به یک موتور هوشمندی تصمیم یا Decision Intelligence Engine نیاز دارد؛ موتوری که بتواند این همکاری را پیش ببرد. در این فرایند، دادهها مشاهده و تحلیل میشوند، پیشنهاد اولیه برای تصمیمگیری ارائه میشود، اقدام صورت میگیرد و سپس سیستم از نتایج یاد میگیرد. هدف این است که بتوانیم تمام این مراحل را در تعامل و همکاری با هوش مصنوعی انجام دهیم.»

او همچنین اظهار داشت که در سطح جدید، سیستم میتواند نسخه مشخصی برای اقدام ارائه دهد و دقیقاً بگوید چه کاری باید انجام شود. حتی ممکن است به دلیل دسترسی به دادههای بیشتر و درک بهتر زمینه و بستر سازمان، در برخی موارد عملکرد دقیقتری نسبت به انسان داشته باشد.

او با تشریح مرحله پیشرفتهتر این تحول اظهار کرد: «در سطح بالاتر، به مفهوم Autonomous Decision Making یا تصمیمگیری خودمختار میرسیم. در دهه آینده، بهتدریج بخش عمدهای از تصمیمها توسط هوش مصنوعی اتخاذ خواهد شد و انسان در جایگاه ناظر قرار میگیرد؛ یعنی بهصورت Human in the Loop یا Human on the Loop بر تصمیمهای هوش مصنوعی نظارت میکند و بر فرایند تصمیمگیری کنترل دارد. این تحول، اهمیت مفهوم Decision Intelligence یا هوشمندی تصمیم را بیش از پیش افزایش میدهد.»

رئیسی در نهایت، با تأکید بر ماهیت فناورانه هوشمندی تصمیم خاطرنشان کرد: «هوشمندی تصمیم صرفاً مفهومی در حوزه سازمان، رفتار سازمانی یا منابع انسانی نیست، بلکه یک سطح از فناوری است. سازمانهایی که بیشتر روی هوشمندی تصمیم سرمایهگذاری کنند، در پنج سال آینده مزیت رقابتی بیشتری خواهند داشت. مزیت اصلی آینده صرفاً در کنار هم قرار دادن تعدادی ایجنت نیست، بلکه در توسعه و بهکارگیری هوشمندی تصمیم سازمانی شکل میگیرد.»

نقشه راه سازمانها برای بهرهگیری راهبردی از هوش مصنوعی

او با تشریح نحوه اتصال سیستمهای سازمانی به موتور هوشمندی تصمیم اظهار کرد: «علاوه بر ERP، نرمافزارها و سیستمهای بسیار دیگری نیز در سازمان وجود دارند که بسیاری از آنها بهصورت سفارشیسازیشده توسعه یافتهاند. این سیستمها نیز به ایجنتها مجهز خواهند شد و ایجنتهای آنها با ایجنتهای ERP مرکزی و هسته اصلی سازمان ادغام میشوند. خروجی این سیستمها در اختیار Decision Intelligence یا موتور هوشمندی تصمیم قرار میگیرد؛ موتوری که میتواند تصمیمگیری را بهصورت خودکار و خودمختار انجام دهد و انسان نقش کنترلگر آن را بر عهده داشته باشد. تصمیمهایی که در این لایه اتخاذ میشوند، در نهایت به خلق ارزش یا Value Creation در کسبوکار منجر خواهند شد.»

رئیسی همچنین تأکید کرد که تصمیمگیری بهشدت به موضوع حکمرانی و حاکمیت سازمان وابسته است؛ بنابراین، این دو حوزه باید بهصورت جدی در طراحی و پیادهسازی موتور هوشمندی تصمیم دخیل باشند.

او در ادامه این سمینار با اشاره به تغییر نقش انسان در تعامل با سیستمهای سازمانی اظهار کرد: «نقش سنتی انسان که بر کار با سیستمها متمرکز بود، بهتدریج تغییر خواهد کرد. به نقطهای میرسیم که بهجای کار مستقیم با نرمافزار، با آن گفتوگو و تعامل میکنیم، مسئله را توضیح میدهیم، انجام کاری را به سیستم میسپاریم و از آن میخواهیم نتیجه را ارائه کند. به این ترتیب، فرایند خودکارسازی گسترش پیدا میکند.»

به گفته وی در مقابل، توانمندیهای انسانی در حوزههایی مانند طراحی ذهنی، نوآوری، خلاقیت، همدلی با دیگران و ایدهپردازی یا Ideation اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. در نتیجه انسانها باید خود را برای فعالیت در سطوح بالاتر توانمند کنند و دانش و مهارتهای خود را توسعه دهند و در مقابل، انجام فعالیتهای سطح پایینتر را به هوش مصنوعی بسپارند.

ایمان رئیسی در ادامه، درباره تأثیر این تحول بر آینده اشتغال بیان کرد: « به نظر نمیرسد که در مقیاسی گسترده، انسانها بهطور کامل بیکار شوند؛ بلکه توانمندیهای آنها افزایش پیدا خواهد کرد. دستکم پیشبینیها برای ده سال آینده نشان میدهد که مسیر تحول به همین سمت خواهد بود و نقش انسان بهتدریج تغییر میکند.»

او تأکید کرد که سازمانها برای بهرهگیری مؤثر از ERP و هوش مصنوعی، باید چشمانداز و استراتژی کلان خود را مشخص و هوشمندی تصمیم را در مرکز برنامههایشان قرار دهند. بر این اساس، تدوین نقشه راه و تعریف کاربردهای هوش مصنوعی باید در راستای تحقق اهداف راهبردی سازمان انجام شود.

در این چارچوب، رئیسی تأکید کرد که آینده هوشمندی تصمیم صرفاً در ارائه پیشنهادهای دقیقتر به مدیران خلاصه نمیشود، بلکه به ایجاد سازوکاری وابسته است که بتواند وضعیت سازمان را ارزیابی کند، بر اساس دادهها تصمیم بسازد، اقدامات لازم را پیش ببرد و از نتایج آنها بیاموزد. به این ترتیب، نقش هوش مصنوعی از ابزاری برای پشتیبانی از تصمیمگیری، به بخشی از چرخه تصمیمسازی، اجرا و یادگیری سازمان گسترش پیدا میکند.

گزارش اصلی و جزئیات بیشتر در دیجیاتو. مشاهده خبر در منبع اصلی